خرید بک لینک

توسط بره وال استریت | جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۲ | 3:44 نمیخواستم میلاد رو ناراحت و نگران کنمولی اینکارو میکنم ...خیلی حساس شدم و واکنش نشون میدم ..نباید اینطور باشهدست بردار از غر زدن و ناله کردن و قربانی نشون دادن خودت ..میدونم شرایط درست نیست و سختهولی بدتر از اون، غر زدنهاگر شروع کنی به شکرگزاری و عبادت... خود به خود خیلی چیزا حل میشهمن ایمان دارم ...توکلت علی الله ❤️

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 13:55

توسط بره وال استریت | جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۲ | 20:41 دیگه اتفاقات و فکرای ذهنم دارن از حالت نرمال خیلی بیشتر میشن .. مطمئن نیستم چقدر میتونم در برابر اینا تاب آوری داشته باشم ...فکر پول، اتاق خوابگاه، غذا، هم اتاقیای سمی، تز، کار و ...امروز فهمیدم این هم اتاقیم رسما جنده ست ...یعنی واقعا میره یه شب میده با رضایت خودش ..میره پارتی و تهشم به دادن میرسهفکر اینکه با همچین ادمی زندگی می کنیم یکم ترسناکه ...کاش یکم نور وارد زندگیم شه تا با امید بتونم ازین مرحله از زندگیم بگذرم ..خیلی تیره و تاریک و ناامید کننده ست ...

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 13:55

صفحه بندی